یا حبیب
پاینده باد ایران وایرانی
وزنده بادا جوانان پاک نهاد این سرزمین
با سلام
ازهمه وبرای همه چیز سپاسگذارم .
دوستان من ، بگذارید ازهمین آغاز آشنایی ودوستی مان ؛ مطلبی را روشن کنم وبشدت برآن پای فشارم که: من در زندگی ، هیچ کارخاص وفوق العاده ای انجام نداده وازاین بابت هم بسیارازخود ناراضی ام .
ناراضی ام زیرا مطمئنم که اگر رنج وسختی بیشتری را به جان می خریدم ویا بخرم ؛ توان آنرا داشته ودارم که : هم خیلی بیش ازاینها خدمت کنم خلق را .
وهم اندکی وفقط اندکی ، نزدیک شوم معبود را .
چرا که :
نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد البته اشتباه نشود . من هیچ میانه ای با زهد وریاضت وخود محرومی ازنعمت های دنیا واین حرف وحدیث ها که: ثروت بد است ولذت بد است و پولدارها همگی ناصواب اند و... ندارم ومی گویم :
هرچیزبه جای خویش وبه قدرخویش نیکوست . اول مهرهم آمد . خوش آمد یا بد آمد ؟ طعم ورنگ حقیقی آن کدام است ؟ شیرین است یا ترش ؟ شوراست یا تلخ ؟
سبزاست یا زرد ؟ قرمز یا آبی ؟ سفید ویا سیاه ؟!!!
وجواب من به این سوالات این است که ، همین قدرفهمیده ام وتا به اینجا رسیده ام که بدانم :
هرپدیده ای را یک حقیقت بیش نیست . هرپدیده ای را حکمتی حاکم است .
زیبایی وعمق هرپدیده ای تا منتهاست .
برخی پدیده ها را " به حکم حاکم" ظاهری ناخوشایند است . لکن ، تناسب و ژرفای آنها کاستنی نیست .
و...
اما ودرنهیایت ، این " نگرش" ما به جهان هستی است که تعیین کننده و سرنوشت سازاست .
زیرا که اگردرهرپدیده ای ، رنگ وطعم زیبا ودلنشین آنرا دریابیم وچونی وچرایی حکمتش را آگاه شویم ویا دست کم وجود حکمتی را درآن حس کنیم . آنگاه است که زندگی معنی پیدا می کند واوج می گیریم واز زمین کنده می شویم . وکوچه تنگ وتاریک نظرمان به شاهراهی روشن و بی پایان تبدیل می شود که ما را تا بیکرانه ها می برد .
وبرعکس ، اگردرهرپدیده ای ، جز بی رنگی وتکرارچیزی نیابیم . ویا نازل تروسطحی ترازآن ، چیزی جز زشتی و ناخوشی وپوچی درآن پیدا نکنیم . آنگاه است که زندگی بیهوده ونامفهوم وبی روزنه می شود وبهانه روزمرگی سراغ مان را میگیرد ودرد ورنجهای داشته وناداشته مان ، پشتمان به خاک می مالند ودربرابرشان ضربه فنی می شویم
واینجاست که بطورمثال: روزی بزرگ وپدیده ای شگرف ، چون اول مهررا هم تلخ وسیاه می بینیم . که غیرازاجبار و ملالت وخستگی ، برایمان ارمغانی ندارد .
پس بدلیل همین تعیین کنندگی نگرش مان:
این ما هستیم که درهرشرایطی، انتخابگریم وبرمی گزینیم: غم وغصه را یا شادی وخنده را ،
نشاط وعزم را یا تنبلی و خشم را ،
گذشت ولذت را یا حسرت ونفرت را ،
امید وسرزندگی را یا یأس وپژمردگی را
سلامت وشادابی را یا کسالت وبیماری را .
و...
حق یارتان
دوستدارهمیشگی شما
سعیده