پاینده باد ایران وایرانی
یا حبیب
پاینده باد ایران وایرانی .
وزنده بادا جوانان پاک نهاد این سرزمین .
با سلام
گریه امانم را بریده . گریه ای ازسرشرم ، ازسرشوق .
شرم ازاینکه : سزازاوارم نیست ؛ اینهمه لطف ومحبتی را که نثارم می شود .
وشوق اینکه : چه آگاه وچه خلاق وچه غیوراست نسل جوان ما ، که درحالیکه با کوهی ازمشکلات وموانع " به عمد یا غیرعمد" سد راهش شده اند وبا گردابی هولناک از وسوسه احاطه اش کرده اند اما، هویت خویش ازدست نداده وفطرت خدا جویش را به خاک نسپرده است .
دوستان عزیزم ، همه نظرات و ای میل ها شما را دریافت کرده وبسیاری ازآنها را خوانده ام اما زهی افسوس وحسرت که با همه اشتیاقم ، نه می توانم وب لاگم را به روزکنم ونه میتوانم ای میل های شما را پاسخ دهم .
زیرا که فقط با یک انگشت کلید های کی برد را می فشارم وبا ذره بین می خوانم واینها ، نوشتن وخواندن مرا بسیارکند می کند وسرعت آنرا به سرعت مادون لاک پشت میرساند!! ولی قول می دهم وسعی می کنم تا جاییکه بتوانم ، " زود بزود" دل نوشته هایم را در وب لاگم ، ادامه دهم وهرزمان هم که امکانش باشد ؛ درجواب همه شما عزیزان ، پاسخی کلی را ، دربرخی ازاین دل نوشته ها بگنجانم . به امید حق
درضمن گروهی ازدوستان نوشته اند که برنامه تلویزیونی سعیده را ندیده اند . من با اجازه همگی ، متنی را که در همایش جامعه یاوری فرهنگی ازقلم سعیده خوانده شده بود و
دربرنامه تلویزیونی اونیزپخش شد ؛ دراینجا می آورم . با پوزش ازآنانی که این دل نوشنه برایشان تکراری است و بخاطرآنانی که شاید ایشان را خوش آید .
خدا یارتان
دوستدارهمیشگی تان
سعیده
هوالحق
همه آرزویم اما ، چه کنم که بسته پایم .
آری دست وپا، درغل وزنجیرمعلولیت دارم . غل وزنجیری مضاعف ، لکن این دربند بودن ؛ هرگزمرا ازرفتن بازنداشت.
رفته ام و خواهم رفت زیرا که خدایم ، ربّم ، محبوبم ، چنین فرمانم داده و اینگونه ام می پسندد که: بروم ، بکوشم ، بجویم ، بپویم وبسوزم وآبدیده گردم تا بشوم " آنی" که یافت می نشود .
و درهمین رهگذر، واز جوانی دو نهال ازیک آرزوی پنهان را در دل کاشته و در ذهن پرورانده ام . که اگر روزی
ثروتی داشته باشم ؛ نیمی از آنرا صرف امور خیر کنم و نیم دیگر را خرج جهانگردی .
که چه نیکو فالی است و چه خوش تماشائی .
واکنون که عضوکوچکی ازجامعه یاوری فرهنگی گشته ام .
براین امیدم که شاید بتوانم بدون آن ثروت ، وبا سبب ساختن عدوی معلولیت ، اگرخدا خواهد ، یکی ازآن دونهال را به بارنشانم .
ومنشأ خیروخدمتی باشم هرچند ناچیز و نا مقدار، برای مردمم ، جامعه ام ، وطنم ، ایرانم و بویژه برای جوانان این مرزوبوم که همه را " تک به تک" چون فرزندان ناداشته ام می دانم و دل درگروی آینده شان دارم . آمین
با سپاس ازشما ودرود بریاوران پنهان
